X
تبلیغات
پیک شادی

پیک شادی

من که میرم چرا حولم میدی !!!!

رکورد

بزرگترین و چندش ترین رکورد های جهان


رکورد بلند ترین موهای گوش !!
 
خنده دارترین و چندش آورترین رکوردهای جهان +عکس ، www.irannaz.com

ویکتور آنتونی دارای رکورد طولانی ترین مو گوش به طول 18 سانتیمتر

قابل کشش ترین پوست انسان
 
خنده دارترین و چندش آورترین رکوردهای جهان +عکس ، www.irannaz.com

گری ترنر می توانید پوست خود را تا 15 سانتیمتر بکشد.

رکورد بیشترین مارهای زنگی در دهان
 
خنده دارترین و چندش آورترین رکوردهای جهان +عکس ، www.irannaz.com

جکی Bibby هشت مار زنگی را در دهان خود برای 12.5 ثانیه نگاه داشت.

رکورد بلند ترین ناخن های دنیا
 
خنده دارترین و چندش آورترین رکوردهای جهان +عکس ، www.irannaz.com

لی ردموند دارای بلند ترین ناخن ها در سال 2008. او در سال 2009 در اثر تصادف ناخن هایش را از دست داد

رکورد کشیدن بیشترین وزن با پلک های چشم
 
خنده دارترین و چندش آورترین رکوردهای جهان +عکس ، www.irannaz.com

Chayne Hultgren در ایتالیا بیش از 410 کیلوگرم را با پلک های خود کشید.

رکورد پرتاب اشک چشم
 
خنده

دارترین و چندش آورترین رکوردهای جهان +عکس ، www.irannaz.com

چندش آور ترین رکوردهای جهان (7 عکس)

رکورد عبور از راکت تنیس
 
خنده دارترین و چندش آورترین رکوردهای جهان +عکس ، www.irannaz.com

کاپیتان فرودو
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 19:34  توسط sepehr  | 

نویسنده

سلام به همه ی دوستان

از امروز ما به دنبال چند نویسنده ی فعال میگردیم

۱.برای پست گذاشتن حد اقل ۱ روز در میان

2.برای تبادل لینک و جمع بازدید کننده

برای شروع کافیه یه پیام خصوصی برام ارسال کنید و اسم کاربری و یه رمز بهم بدید و رشته ی خودتونو از دو گزینه ی بالا انتخاب کنید.

با تشکر

مدیریت وبلاگ

سپهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 13:31  توسط sepehr  | 

فوق العاده

آیا این آقا مشغول نقاشی روی دیوار است یا هوا؟!!؟

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 17:19  توسط sepehr  | 

اموزش حاظر جوابی!!

آموزش حاظر جوابی !!!

 

نمونه :

رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد.

 

----------------------ا د ا مه -----------------------

رفتم مرکز اهدای خون دختره بهم میگه اومدین خون بدین؟ گفتم پـــَ نه پــــَ خوناشامم اومدم یه 4لیتری خون بگیرم شب دور هم با بچه ها شب نشینی داریم

__________________________________

 

به دوستم میگم شنیدی اصغر قاتل رو بردن زندان؟ میگه واسه قتل هایی که کرده بود؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ از طرفه کمپین حقوق بشر بردنش بازدید تا یه وقت حقوق زندانیا پایمال نشه!

______________________________

به دوستم ميگم بريم تو مهموني بتركونيما.عقل کل ميگه يعني برقصيم؟

!!! په نه پس

عمليات انتحاريه قراره منفجر بشيم

_________________________

سر جلسه امتحان به جلوییم می گم برسونیا ... می گه چی؟ تقلّب؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ تنفس ِ دهان به دهان

_____________________________

رفتم گل فروشی،میگم ببخشید کاکتوس هم دارید، میگه واسه دکور میخواین؟ پ نه پ تو خونمون شتر پرورش میدیم، میخوام یه وقت احساس غربت نکنن حس کنن خونه خودشونه!

 

 

رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم

 

 

يارو عکسمو ديده ميگه:اااا دماغ خودته اين؟

پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان رسيده به من!!!!

 

 

با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم

 

تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه


اگهنظر دادید بازم براتون میذارم!!:D

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 16:10  توسط sepehr  | 

تصادف

یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوري می کنه. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.

وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، رانندهء خانم بر میگرده میگه:


- آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه به روز ماشینامون اومده! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!

مرد با هیجان پاسخ میگه:

- اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه!

بعد اون خانم زيبا ادامه می ده و می گه:

- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه. مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه مي تونه شروع جريانات خيلي جالبي باشه رو جشن بگیریم!

و بعد خانم زيبا با لوندي بطری رو به مرد میده.

مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میدهد و درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن.

زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.

مرد می گه شما نمی نوشید؟!


زن لبخند شيطنت آميزي مي زنه در جواب می گه:

- نه عزيزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشيم !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 16:0  توسط sepehr  | 

i love you

سلام به همه ی دوستای گلم

اینو چند وقت پیش یکی برام ایمیل کرده بود خیلی خوشم اومد براتون گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد و نظر یادتون نره

به اندازه ی قشنگیه چشم های ستایش

جوانمردی طاهر

عاطفه ی اتی

کینه ی انیس

پول هشمت فردوس

دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 17:32  توسط peiman  | 

سلام

سلام به همه

اسم من پیمان ۱۷ ساله از اصفهان هستم.

ممنون از همتون که نظر میدید و خواهید داد.

با تشکر

پیمان

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 17:6  توسط peiman  | 

سلام

سلام به طرفدارایه گلم

اسم من سپهر از اصفهان ۱۸ ساله هستم

امیدوارم از مطالب وبلاگ خوشتون بیاد

و از همه مهمتر نظر یادتون نره 

مر۳۰ از همتون

با تشکر

سپهر

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 16:58  توسط sepehr  |